![]() |
![]() |
|
|
در این بلبشوی بعد از انتخابات روز پنج شنبه بیست وهشت خرداد ما تو تهران امتحان داشتیم البته با شرایطی که ایجاد شد ه بود تا یک روز قبل از امتحان خوشحال بودیم که حتما امتحان لغو می شه ولی متاسفانه نشد و ما مجبور شدیم بریم تهران ! از همون ثانیه ای که تصمیم بر این شد که ما بریم از پدر و مادر و همسر و خواهر و برادر گرفته تا بقالی سر کوچه و گدای جلوی داروخونه توصیه اکید داشتند که یه وقت نری تو شلوغی ها که اگه بگیرنت ...
البته ما خودمون می دونستیم که نمی ریم تو شلوغی اونم به دو دلیل ؛یکی شجاعت بیش از حدی که در خودمون سراغ داشتیم !یکی دیگه هم دور بودن محل آزمون از شلوغی ها! بذارین یه نکته ی جالب در مورد محل امتحانمون بگم! موقع ثبت نام یعنی یک و نیم ماه قبل در فرم ثبت نام محل آزمون دانشگاه تهران ذکر شده بود ولی درست یه هفته مونده به انتخابات اعلام شد که آزمون در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی (نزدیک دانشگاه شهید بهشتی) برگزار میشه ! این تدبیر نشون می داد یا مسئولین گرامی از قبل می دونستن که به دلایلی بعد از انتخابات دانشگاه تهران شلوغ میشه و بعد تعطیل میشه برای همین محل آزمون رو تغییر دادن یا اینکه اصلا بطور شانسی این تغییر رو ایجاد کردن !به هر حال دستشون درد نکنه که به فکر جان ما بودن! پنج شنبه صبح امتحان برگزار شد البته کاملا مزخرف و سخت !از نظم امتحان همین نکته رو بگم که نظم کوئیز هایی که تو دانشکده ما برگزار میشد از نظم این امتحان اسما سراسری بیشتربود! بعد از ظهر بعد از امتحان یعنی بعد از ظهر پنج شنبه بیست و هشتم ما از محل اسکان مون که در تقاطع خیابان جمهوری و پل حافظ بود اومدیم بیرون که بریم خیابان برلن -که می گفتن همون نزدیک هاست - واسه خرید! جاتون خالی همین که به خیابون جمهوری رسیدیم دیدم ای داد چرا این جا این قدر شلوغه !ملت همه سیاه پوشیده بودن و پارچه های سبز به دست و انگشتاشون بسته بودن!همون طور که می رفتیم جمعیت بیشتر می شدن و ترافیک ماشین ها سنگین تر! تا اینکه به یک چهار راهی رسیدیم که پلیس ها دیگه نمی ذاشتن ماشین ها جلوتر برن و مردم فقط می رفتن!همون جا بود که واسه اولین بار پلیس ضد شورش کشور مون رو زیارت کردیم!( نا گفته نمونه ما تا همین اواخر فکر می کردیم پلیس ضد شورش فقظ مال خارجی هاست و ایران از این جور چیز ها نداره!)همون لحظه به دوستان گفتم یحتمل اینجا یه خبر هایی هست!از یکی از مغازه دار ها که داشت مغازه شو می بست پرسیدیم اینجا چه خبره ؟ گفت مگه نمی دونین میدون توپخونه تظاهراته! آقا مارو می گی یهو چشامون سیاهی رفت و همین که می خواستیم داد بزنیم که ننه کجایی که ببینی پسرت شده جزو شورشی های خارو خاشاک! یکی از بچه ها داد زد زودتر برگردیم ما هم خلاف مسیر جمعیت برگشتیم به عقب !ناگفته نمونه که بخاطر این عقب گرد مجبور شدیم کلی نگاه های ناجور جمعیت رو تحمل کنیم! به خاطر اون نگاه های ناجورحتی چند بار وسوسه شدیم با جمعیت همراه شیم تا این جور به چشم خائن به ما نگاه نکنن! خلاصه همین طور رفتیم و پل حافظ رو هم رد کردیم هنوز به چهار راه اول نرسیده بودیم که دیدیم ای داد اینجا هم که شلوغه !تو فکر شلوغی بودیم که سه چهار تا ماشین پر یگان ویژه همون موقع اومدن و محتویات شون رو پیاده کردن با دیدن این صحنه ما هم در یک حرکت شجاعانه به حالت نیمه دو به سرعت فرار کردیم به سمت همون تقاطع جمهوری و پل حافظ و واسه امنیت بیشتر رفتیم تو بازار موبایل علا الدین!جالب بود که پاساژ هم بر خلاف معمول زیاد شلوغ نبود و همه مغازه دار ها بیکار نشسته بودن. همه شون یه جوری به ما نگاه می کردن که انگار مجاهدین راه آزادی هستیم که به این بازار پناه آوردیم!خلاصه جو سنگینی بود و قابل تحمل نبود آخرم به این نتیجه رسیدیم که اگرچه که به زمان حرکت قطار دو سه ساعت مونده ولی آبرو مندانه اینه که ماشین بگیریم و بریم ایستگاه قطار وهمون جا منتظر بمونیم!به مدد همین پولوتیک به سلامت به راه آهن رسیدیم و بعد هم سوار قطار شدیم و به سلامت رسیدیم مشهد!
حاشیه: - خطوط موبایل ما (علاوه بر پیامک)هم در بعد از ظهر چهار شنبه و هم بعد از ظهر پنج شنبه کلا قطع بود البته فقط در منطقه ی اسکان ما چون وقتی رفتیم راه آهن درست شد! - در موقع گیر کردن در شلوغی ما یه حرکت شجاعانه ی دیگه هم انجام دادیم و بصورت کاملا داوطلبانه پیش چند نفر از برادران نیروی انتظامی که سر یک کوچه ایستاده بودن و داشتند با رشادت تمام برای هم جک تعریف می کردند رفتیم و ضمن اعلام صریح وچند باره ی مواضع خودمون(که ما مسافریم و جزو اینا نیستیم!) ازشون پرسیدیم که واسه خرید کجا می تونیم بریم؟ و آن برادران در جواب ما فقط خندیدند! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 9:7 قبل از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
| درباره وبلاگ |
طنز می نویسیم
چون کار دیگه ای بلد نیستیم! |
| نویسندگان |
|
محمدرضا حسینی آیدا |
| پیوندها |
|
RSS
|