![]() |
![]() |
|
|
خبر : تهران نامزد پایتخت جهانی کتاب شد! ضمن تبریک این موفقیت بزرگ به تمام مردم کتاب خوان ایران و مسئولین پرتلاش امر کتاب در اینجا می خوایم تعدادی از دلایل این نامزدی رو برای دوستان شرح بدیم تا همه بدونن ما چیکار کردیم که تهران می خواد پایتخت جهانی کتاب بشه!:
1.درسته که سرانه کتاب خوانی ایرانیان پایینه ولی این مهم نیست چون مربوط میشه به کمیت و برای ما همیشه مهم کیفیته! توضیح اینکه شاید اکثر ایرانیان در طول هفته 5دقیقه بیشتر کتاب نخونن ولی همون 5دقیقه رو عمیق و مفید می خونن و همین ارزش داره!
2. درسته که تیراژ کتاب ها در ایران نسبت به خیلی جاها پایینه ولی این نشان دهنده ی خرید کم کتاب توسط مردم نیست بلکه این نشان از اهمیت درختان و محیط زیست و صرفه جویی و سال اصلاح مصرف این جور چیزها برای مردمه که نمی خوان کاغذ ها اسراف بشه و محیط زیست خراب بشه!
3. نکته ی دیگر اینکه کتاب های ما بسیار غنی ، جذاب و متنوع است مخصوصا کتاب مربوط به کودکان و نوجوانان بطوری که نوزادان ایرانی از همان بدو تولد در اتاق عمل بجای شیر تقاضای کتاب می کنن و معمولا موقع شیر خوردن و حتی «پی پی» کردن کتاب را همراه خود دارن!تازه بزرگ تر هم که شدند به همان علت غنی و پر بار بودن کتاب ها اصلا به دنبال سی دی کارتون های شرک و جیمی نوترون و گارفیلد و شگفت انگیز ها و ... و نیز سی دی های بازی های رایانه ای(که هردو مورد آمریکایی و حاوی فرهنگ غربی هستند ) نمی روند و با فرهنگ خودمان که در کتاب های چاپ شده مخصوص کودکان موج می زند رشد و بالنده می شوند!
4.نکته دیگر اینست که مسئولین فهیم کشور اهمیت کتاب و کتاب خوانی را به طور کامل از همه ی نواحی شان درک کردند برای همین با اختصاص یارانه های کلان به کتاب و کاغذ ؛ قیمت کتاب ها را به شدت پایین آوردند تا همه ی مردم بتوانند به عشق شان یعنی کتاب دست پیدا کنند و این یارانه ها مخصوصا در مورد کتاب هایی که مربوط به فرهنگ و تاریخ این مرز وبوم است مثل شاهنامه و دیوان حافظ و مثنوی و گلستان و... لحاظ شده است و کاملا ارزان هستند!
5.در انتها جا دارد به کیفیت کاغذ و چاپ کتاب ها در ایران اشاره ای شود!کیفیت چاپ و کاغذ در ایران چنان بالاست که عمر کتاب ها در ایران بیشتر از 1000سال گارانتی می شود وهیچ گاه جلد کتاب ها هنوز به دست خواننده نرسیده کنده نمی شود و برگه های آن به علت درست چسب زدن در همان ماه اول مثل برگ پاییزی فرو نمی ریزند در ضمن کاغذ های ایرانی هم همه کاملا سفید براق و گوگوری مگوری هستند و جلوه خاصی به کتاب ها می دهند! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
|
آره بهار اومد ! البته ما (یعنی من و خانمم) موقع سال تحویل تو جاده بین گرگان و ساری بودیم و تو اون منطقه سرسبز به شدت اومدن بهار جون رو لمس کردیم هرچند از قبلا می دونستیم بهار جون داره میاد چرا؟! چون به نظر ما یک نفر هرکسی هر سال از یه راهی متوجه اومدن بهار خانوم میشه ،ما یک نفر طبق روال سال های قبل از فعالیت های انقلابی شهرداری مشهد اونم درست دم عید متوجه اومدن بهار جون میشیم البته این فعالیت ها خیلی متنوع است و هرسال حداقل یه مورد جدید هم بهش اضافه میشه تعدادی از این فعالیت رو باهم ببینیم:
1. 28 اسفند: تحویل یک سطل رنگ سیاه و یکی سفید به صورت یکی در میون به کارگران و باغبان های شهرداری به منظور حال دادن شبانه روزی به جداول خیابان ها ی مشهد اون هم بصورت یکی در میون!البته هر سال به علت حضور بی موقع بهار خانوم همه ی جداول شهر از این فعالیت فرهنگی –هنری بهره مند نمی شوند!
2. 26 اسفند: تحویل تعدادی از دیوار های خالی مشهد به تعدادی از هنرمندان مشهدی برای کشیدن تعدادی گل و بلبل و خورشید و سبزی به منظور تدایی کردن اومدن بهار جون تا مردم شاد شن!ولی پس از تلاش های صبح تا شبی این هنر مندان حاصل این فعالیت هنری فرهنگی دیواری فقط تعدادی تابلوی پست مدرن است که پس از بارش چند باران بهاری از نظر ما مردم عوام در آن فقط چند دنب ماهی دیده می شود!
3. 27 اسفند : آغاز عملیات روکش آسفالت چند خیابان اصلی شهر در روز های پررفت و آمد دم عید بصورت کاملا هیئتی و با کیفیت جاده شوسه!به این منظور که مردم عزیز کمی در ترافیک حاصل از این عملیات بمانند و متوجه فعالیت های شدید شهرداری باشند تا هنگامی که در سال جدید قبض مالیات به مقدار دو برابر سال قبل به دست شان داده می شود دیگر غرغر نکنن!(نمونه این عملیات را در بلوار سید رضی مشهد می توانید ببینید که البته به همان علت زود اومدن بهار جون نصفه کاره رها شده!)
4. 27اسفند: کاشت هزاران گل خوشکل و زیبا در میادین و بلوار ها و معابر سطح شهر با سرعت مافوق صوت توسط باغبان های سلحشور شهرداری تا مردم بیشتر اومدن بهار جون رو حس کنن!البته در روز عید به علت عدم رسیدگی به گل ها توسط باغبان ها آن هم به علت پرداختن به فعالیت هنری شماره (یک) از آن همه گل فقط تعدای ساقه پلاسیده و لگد مال شده باقی می ماند!
5. 23 اسفند: فعالیت جدید و سوپرایز کننده ی امسال شهرداری که به شدت آمدن بهار جون را در همه ی جای ما فرو کرد تغییر نام بلوار ایرج میرزا (که یکی از بلوار های مشهور مشهد است علاوه بر اینکه یکی از شاعران مشهور ایران است)به بلوار جلال آل احمد بود. این فعالیت ادبی فرهنگی اجتماعی ورزشی و هنری چنان با سرعت انجام شد که کسی نفهمید که کی چی شد!در حالی که فقط تعویض تابلو های سرکوچه های این بلوار طبق محاسبات جهان سومی باید بیشتر از یک ماه طول می کشید ولی شهرداری مشهد نشان داد که اگه بخواهد و انگیزه داشته باشد می تواند!
6. چند فعالیت دیگر شهرداری شامل:الف. نصب پرده هایی در پارک ها و مناطق گل و بلبل دار مشهد مبنی بر ممنوع بودن زدن چادر در سطح شهر به منظور خوب ضد حال زدن به زائرین است. ب. و نیزنصب پرده هایی مبنی بر ممنوعیت ورود به هسته ی اصلی شهر یعنی حرم بدون مجوز است ، تا خوب به همه بفهماند که هرکی میخواد زیارت کند باید پول بدهد!(ثواب مجانی تمام شد!) ج. ونیز کاشتن تعدادی کالسکه و گاری پرگل و نیز تابلو های پست مدرن در سطح میادین اصلی می باشد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
| درباره وبلاگ |
طنز می نویسیم
چون کار دیگه ای بلد نیستیم! |
| نویسندگان |
|
محمدرضا حسینی آیدا |
| پیوندها |
|
RSS
|