![]() |
![]() |
|
|
چند سال پیش واسه صفحه سوسه روزنامه قدس چندتا شعر طنز دادم اون موقع حسن احمدی فرد که استاد ما و مسئول صفحه بودن و هستن به ما یک نفر گفتن شما هر کاری می کنی شعر نگو! ما هم توصیه ی استاد رو آویزون گوش کردیم و تو این چند سال کارای زیادی کردیم!از جمله شعر گفتیم!
اینم یه شعر جدید: (لطفا به شیوه ی مامانم اینا خوانده شود!)
اگه یه روز چشای تو بازم به دنبالم باشه
اون روزی که لبای تو جویای احوالم باشه
اگه بخوام گریه کنم سرم تو دومنت باشه
اگه بخوام پر بکشم عشقت پر و بالم باشه
اون روزی که هوای من بازم توی سرت باشه
اونوقتی که فال میگیرم اسمت توی فالم باشه
بازم میام به پیش تو حتی اگه مرده باشم
بازم میام حتی اگه هفت و چل و سالم باشه!
ممد حیدرزاده! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
| درباره وبلاگ |
طنز می نویسیم
چون کار دیگه ای بلد نیستیم! |
| نویسندگان |
|
محمدرضا حسینی آیدا |
| پیوندها |
|
RSS
|