![]() |
![]() |
|
|
(توضیح: خواندن این مطلب برای خانم های محترم توصیه نمی شود!) - سال اول پسرها با کیف سامسونت به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با خود هیچ چیز نمی آورند!( حتی خودشان را!) - سال اول همیشه برای نشستن در صندلی های جلو بین دانشجویان رقابت است ولی سال آخر برای نشستن در صندلی های عقب! - سال اول پسرها دنبال دخترها ی دانشگاه هستند ولی سال اخر دختر ها دنبال پسرها! - در سال اول همه گمشده ی خود را فقط در داخل ورودی خود جستجو می کنند ولی سال اخر همه گم شده ی خودرا همه جا جستجو می کنند به جز ورودی خود! - در سال اول پسر ها دخترهای ورودی خود را ناموس خود می دانند ولی در سال آخر طفیلی خود! - سال اول اکثر دخترها به علت چندش آور بودن حتی از کنار سرویس های بهداشتی دانشکده همم عبور نمی کنند ولی در سال اخر اکثر وقت خود را در جلوی آینه ی همان سرویس می گذرانند! - در سال اول هر پسری که ازدواج کند بقیه پسر ها او را تیز و موفق می دانند و به حال او غبطه می خورند ولی در سال اخرهر پسری که ازدواج کند همه اورا احمق و بیچاره می دانند وبه حال او گریه می کنند! - در سال اول اگر دختری به پیشنهاد ازدواج پسری جواب رد بدهد بقیه دخترها او را تحسین کرده و قهرمان ملی خود تلقی می کنند ولی در سال آخر اگر پسری پیدا شود که به یک دختر پیشنهاد ازدواج بدهد بقیه دختر ها آن دختر را تحسین کرده و قهرمان ملی تلقی می کنند! - سال اول دخترها با چند جزوه و یک کیف کوچک برای مداد و خودکار به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با یک کیف بزرگ محتوی آرایشگاه همراه! - در سال اول اگر کسی به کار تحقیقاتی و علمی یا حتی فرهنگی بپردازد یا در انجمن ها ی دانشگاه فعالیت کند همه او را فعال و نمونه می دانند ولی در سال آخر اگر کسی این سوسول بازی ها را کند او را احمق و بیکار و علاف می دانند! - در سال اول همه (مخصوصا دختر خانم ها) آرزوی گرفتن نمره ی بیست را از اساتید دارند ولی در سال اخر همه ی دانشجویان برای نمره ی ده حاضرند به مستخدم دانشکده هم التماس کنند! - در سال اول همه ضمن خوشحالی از ورود به دانشگاه رویای ادامه ی تحصیل تا مقطع دکتری و چه بسا بالاتر را در سر می پرورانند ولی در سال آخر همه برای اتمام دوره شان لحظه شماری می کنند! - سال اول همه ی دانشجویان اساتید خودرا افرادی نابغه فعال و نمونه می دانند و آنها را به عنوان الگوی خود قرار می دهند ولی در سال آخر ، اساتید خود را افراد معمولی ای که یا شانس داشتند ویا پارتی می شناسند! - سال اول دانشجویان دانشگاه را محیطی می دانند که در آن می توانند علم خود را کامل کنند و به مدارج بالای علمی برسند ولی سال آخر متوجه می شوند همان اندک علمی را که در دوران قبل از دانشگاه آموخته بودند از دست دادند وفقط یک مدرک بی ارزش بدست آوردند! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
![]() بعضيها واقعاً آدمو عصباني ميكنند مثلاً همين بیننده نما هایی كه اومدن از شيوهي سانسور فيلمها و سریال هاي خارجي در تلويزيون انتقاد كردند! فكر كردند الكيه! بابا شما كه درجریان نيستين چي ميگين!؟ سانسور كردن تخصص ميخواد تجربه ميخواد، فن داره، نكته داره، كلي زمان ميبره! فكر ميكنن همين طور قيچي ميندازن دبرو كه رفتي! نه پدر من! بيرون گود نشستي ميگي لنگش كن! تا حالا فكر كردين چه وقتي از اين دوستان گرفته ميشه تا يك فيلم سانسور بشه؟ ميدونين يك فيلم رو چند بار نگاه ميكنن تا نقاطي كه بايد سانسور بشه رو شناسايي كنن و هيچ نقطهاي جا نيفته!؟فکر کردین سانسور کردن همین سریال یانگوم خودمون چقدر طول کشیده!؟اصلاً تا حالا فكر كردين صدا و سيما چرا هي فيلم و سريالهاي تكراري ميذاره؟! من بهتون ميگم به دو دليل كه همش برميگرده به همين كار پر مشقت سانسور كردن، اول اينكه صدا و سيما تو فاصلهي زماني نسبتاً طولانياي كه با هزار مکافات يك فيلم جديد در حال سانسور شدن است بايد يه چيزي بذاره يا نه! خب همون قبليها رو ميذاره! دوم اينكه با توضيحاتي كه داده شد متوجه شديد كه يك فليم سانسور شده چقدر ارزش و قيمت داره حتي از خود فيلم اصلي با ارزشتره!خودشون گفتن ۶میلیون فیلم می خرند ۸ میلیون خرج سانسورش می کنند! براي همين يك بار پخشكردنش حق مطلب رو ادا نميكنه و هنرِ دوستانِ سانسورچي رو نشون نميده! |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 1:24 بعد از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
|
در این مطلب هرچند که دربعضی مواقع مخصوصا پاراگراف اول مایه های فکاهه پر رنگ تر از طنز شده ولی در پاراگراف های بعدی طنز پر رنگ تر و پر رنگ تر می شود: اصلا از امروز حق با ماست نه با پنیر! از امروز دیگه ما اونایی رو که با ما مخالفند نمی کوبیم بلکه هک می کنیم ، فیلتر می کنیم ، ترور می کنیم، اکسس دیناید می کنیم و... فکرکردید چی!هک کردن چهار تا جوجه وبلاگ که کاری نداره! شما عامل وبا هستید ،ای «ویبریوکلرا» ها! ای باکتری نماها به هوش باشید که ما آنتی بیوتیک هستیم ! حالتون رو می گیریم ! گفته باشم! ثانیا هی ما به این علی کریمی گفتیم چرا بایرن مونیخ چرا قطر بیا همین شموشک نخواستی ابومسلم ایران خودروی آیدانه ی چالدران خودمون که هست! گوش نکرد که نکرد ولی نیکبخت گوش کرد یعنی اول گوش نکرد و رفت امارات و یک شکمی بهم زد اما بعد اومد همین پرسپولیس خودمان!آخه بچه مشدیه باحاله! اصلا نیکی جون تو خوده ماهی قند ونباتی شکلاتی ! حالا درسته یه کم چاق شدی ولی عیبی نداره رونالدو هم همین طور شده! چیه مگه حسود ها! در ضمن ما تا اطلاع ثانوی با جواد نکونام هم قهریم اصلا چه معنی داره اوساسونا! اونم با مصدومیت حالا رقم قراردادت به جهنم!تازه می خواستیم بیاریمت پاس اونم از نوع همدانیش!کلی هم ثواب داره آخه پیشنهادش مال ...! با ماهم لژیونربازی بابا ما خودمون آخر ترانسفریم! بعدشم این رو همیشه یادتون باشه که دیگه حق ندارین از شهر داری مشهد انتقاد کنید اصلا به شما چه یه دست و چند هندوانه! دست خودشه می خواد باهاش همزمان هفت هشت که هیچی بیست سی تا هندوانه برداره شما به جای اینکه با دادن چند تا هندوانه زیر بغلش بهش کمک کنید هی میگید قطار شهری وپروژه میدون شهدا وطرح فاضلاب و....اوهه یه کامیون هندوانه! اصلا به شهرداری چه که الان زائر ها اومدن توی مشهد و شهر شلوغه وترافیک سنگینه و نباید با خراب کاری وکنده کاری بدترش کرد! حالا یکی ازاعضای شورای شهر گفته باشه کنده کاری ها امان ما را بریده است!در عوض وزیر راه همم جو گیرشده گفته چاله نشان دهید و جایزه بگیرید! شما که شهروند نما نیستید که به این چیزها توجه کنید،ازاین به بعدهم در سطح شهر هرجا کنده کاری و پروژه ای رو دیدید باید بلند داد بزنین «شهرداری دوستت داریم!»(البته بعضی کارشناسان گفتند اگه همه ی شهروندان این عمل رو انجام بدهند آلودگی صوتی مشهد صد هزار برابر خواهد شد!)
ممنون که به ما یک نفر سر زدین نظر یادتون نره! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 6:59 بعد از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
|
قصد نداشتم امروز پستی بذارم ولی باید می ذاشتم
دیروز ۵شهریور روز داروساز بود و من دانشجوی داروسازی هستم این بسیار ارزشمند است که در کشور ما به یاد رازی یک روز رو برای ما داروساز ها اختصاص دادند هر چند تعداد دوستانی که این روز را به من تبریک گفتند به عدد انگشتان یک دست نرسید ولی باز هم من خوشحالم که حداقل این روز در تقویم وجود دارد هرچند که مانند روز پزشک در روز داروساز رسانه ها به داروساز نپرداختند و مقاله ننوشتند و مصاحبه نکردند و... ولی باز هم من خوشحالم که این روز را در تقویم گذاشته اند حتی سالها قبل از اینکه روز پزشک را بگذارند هرچند در کشور ما همان انتظاری که از یک نسخه پیچ بی سواد را دارند از داروساز هم دارند باز هم من خوشحالم که این روز در تقویم وجود دارد هرچند اکثر افراد جامعه ی ما - که خیلی از آنها تحصیل کرده هستند- نمی دانند که داروسازی مانند پزشکی دوره دکتری عمومی دارد و بار ها از خود من در مورد نتیجه ی امتحان ارشدم(!) سوال شده باز هم خوشحالم که این روز... هرچند اکثر افراد این جامعه نمی دانند که یک داروساز همچون یک پزشک(وگاها دربعضی دروس بیشتر از یک پزشک) آناتومی می خواند فیزیولوژی می خواند بیوشیمی می خواندمیکروب شناسی می خواند انگل شناسی قارچ شناسی ویروس شناسی فارماکولوژی درمان شناسی ... همچون یک مهندس شیمی شیمی آلی شیمی عمومی شیمی تجزیه می خواند و چندین آزمایشگاه شیمی - که جلسات بعضی گاها ۵ ساعت هم می رسد- می گذراند و... ریاضی فیزیک شیمی دارویی گیاهان دارویی فارماکوگنوزی کنترل شیمیایی روشهای آنالیز دستگاهی بیوفارماسی فارماسوتیکس کاراموزی بیمارستان کارآموزی داروخانه داروسازی صنعتی و... می خواند و در این حال باز هم داروساز را بی سواد می دانند ولی باز هم خوشحالم که که این روز... هرچند در تمام دنیا میزان پیشرفته بودن یک کشور را از روی میزان پیشرفته بودن صنایع داروسازی آن کشور می سنجند و در کشور ما تقریبا مواد همه ی دارو ها از خارج وارد می شود و در داخل کارخانه های داروسازی به کمک مختصصان داروسازی صنعتی آن مواد را برای بیماران قابل مصرف می کنند و متخصصان سایر رشته های داروسازی مانند فارماکوگنوزی شیمی دارویی فارماکولوژی بیوتکنولوژی و... تنها امید به هیئت علمی شدن در دانشگاه های مختلف دارند که آنهم اشباع شده است ولی باز هم ... هر چند داروخانه تنها مکان باقی مانده برای خدمت داروسازان است و نسخه پیچان دارو خانه ها خود را برای تاسیس داروخانه صاحب حق می دانند آن هم بر اساس قانونی که مصوب ۱۳۳۴ است و به بهانه ی همین قانون هر چند سال غوغایی به راه می اندازند ولی باز هم ... هرچند که ظرفیت تاسیس داروخانه در هر شهری محدود است و این ظرفیت در اکثر شهر های کشور رو به اتمام است و بسیاری از فارغ التحصیلان دارو سازی سالهاست در صف انتظار تاسیس داروخانه هستند و در همین حال دولت بدون توجه به این نکته و این موضوع که ابتدا باید شرایط اشتغال داروسازان را در سایر زمینه ها مثل کارخانه و... فراهم کند ظرفیت پذیرش دانشجوی دارو سازی (و خیلی رشته های دیگر)را چند برابر کرده است و مسئولین و اساتید دانشکده ها هم به دلیل افزایش ساعات تدریس و طبعا افزایش حقوق از آن حمایت می کنند و جالب اینجاست که دولت به اینکار خود که نتیجه ی ان صرف حد اقل ۶ سال از زندگی چند هزار جوان و نا امیدی و نگرانی برای آینده در حال حاضر و در نهایت بیکاری وسردر گمی آنهادر آینده است مباهات می کند و مسئولین دانشکده هم علیرغم اینکه می دانند به اندازه ی کافی فضای آموزشی و امکانات در دانشکده ها وجود ندارد باز هم به این امر پافشاری می کنند ولی با همه ی این ها من خوشحالم... هرچند بر اساس یک قانون سراسری به دانشجویان داروسازی این حق داده شده است که بعد گذراندن ۱۴۰ واحد در داروخانه ها به عنوان جانشین مسئول فنی کارکنند و این قانون در همه ی کشور اجرا می شود ولی مسئولین دانشکده مشهد با بخل و تنگ نظری آن را به ۱۶۰ واحد افزایش داده و به دنبال ایجاد محدودیت های بیشتر برای استفاده ی دانشجویان از این حق شان هستند ولی باز هم من خوشحالم... شاید اگر این روز نبود هیچ اتفاقی نمی افتاد ولی حال این روز هست و علیرغم همه ی مشکلات بالا و مشکلاتی که گفته نشد ما داروسازان باید در این روز خود را خوشحال نشان دهیم باید به زور هم که شده لبخند بزنیم اگر کسی به ما تبریک نمی گوید باید خودمان به خودمان تبریک بگوییم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
| درباره وبلاگ |
طنز می نویسیم
چون کار دیگه ای بلد نیستیم! |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| نویسندگان |
|
محمدرضا حسینی آرش |
| پیوندها |
|
RSS
|