![]() |
![]() |
|
|
با توجه به اینکه در یک اقدام عجیب امیر قلعه نوئی به همراه خرد جمعی و با کمک پازل تاکتیکی شماره ۱۰ تیم ملی که سالها در تن علی دایی بود را به بدترین گزینه موجود یعنی خطیبی دادند تصمیم گرفتیم در یک اقدام خرد جمعی سالارانه از این اقدام حمایت کنیم و با شرح شباهت های علی دایی و خطیبی دلایل وقوع این اقدام را یکی یکی بشکافیم: ۱. علی دایی بعد چند سال که در تیم ملی بازی های درخشانی را انجام داده بود گل های حساسی را به ثمر رساند به پیراهن شماره ۱۰ تیم ملی رسید رسول خطیبی هم بعد حدود 18 بازی ملی هنوز گلی به ثمر نرسانده است! ۲. علی دایی بازیکنی بلند قد با توان سرزنی فوق العادعه بالا بود ولی رسول خطیبی بازیکنی کوتاه قد است که تعداد گل هایی که با سر زده است حتی یک دهم تعداد گل هایی که علی دایی با پا زده هم نمی شود! ۳.علی دایی سالها در تیم های اروپایی توپ زد و حتی پیراهن تیم بایرن مونیخ را به تن کرد و به فینال جام باشگاههای اروپا هم رسید ولی بزرگترین افتخار رسول خطیبی کسب قهرمانی لیگ برتر ایران به همراه سپاهان و حضور در لیگ امارات است! ۴.در خیلی از مسابقات بودن علی دایی تیم ملی ایران را نجات داد ولی در جام ملت های آسیا خطیبی نشان داد که نبودنش تیم ملی را نجات می دهد!(اشاره به بازی اول ایران مقابل ازبکستان و کره!) ۴.علی دایی وقتی به شماره ۱۰ تیم ملی رسید که چند سال برای تیم ملی فیکس بازی کرده بود و مرتبا به تیم ملی دعوت می شد ولی رسول خطیبی از سال ۹۹ در حالی یکی در میان به تیم ملی دعوت می شد که به صورت فیکس روی نیمکت می نشست و در همین حال یک دفعه شماره ده را پوشید! ۵.هنگامی که شماره ۱۰ به علی دایی داده شد در تیم کس دیگری که او هم استحقاق شماره ۱۰ را داشته باشد نبود ولی شماره ۱۰ زمانی به خطیبی داده شد که همه استحقاق آن را داشتند جز خطیبی! 6.علی دایی چند سال بعد از پوشیدن لباس شماره 10 کاپیتان تیم ملی شد ولی رسول خطیبی اگر مهدوی کیا نبود ممکن بود ناگهان علاوه بر شماره 10 بازوبند کاپیتانی را هم از مربیان وخرد جمعی تیم در یافت کند! ۷.نکته ی دیگه اینکه علی دایی درست است خیلی اشکال داشت ولی حداقل بلد بود پنالتی بزند ولی خطیبی نشان داد همین یک کار را هم بلد نیست!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
|
این نکته را همیشه به خاطر داشته باشید که هر مشکل یک راه حل دارد ولی اگر آن مشکل به خاطر وجود یک قانون باشد تعداد بی شماری راه حل دارد مثلا همین سهمیه بندی سوخت را به راحتی می توان با به کار بستن راه حل های زیر دور زد! 1. با توجه به اینکه سایت عصرایران گزارش داده است که نمایندگان ملت از پمپ بنزین واقع در ساختمان قدیم مجلس بدون سهمیه بندی و کارت سوخت استفاده می کنند اولین راه پیشنهادی ما برای گذر از سد کارت سوخت نماینده ی مجلس شدن و تحمل مصائب (!) آن می باشد! 2. بعنوان راه حل دوم پیشنهاد می شود اگر پولدار هستید الساعه یک عدد وانت خریداری کنید و آن را در گوشه ی منزل پارک نمایید و با توجه به سهمیه بنزین بالای آن از کارت هوشمند سوخت آن کمال استفاده را نمایید لازم به ذکر است بعد از چند ماه با توجه به به افزایش همیشگی همه چیز در کشور ما می توانید وانت خود را بفروش برسانید و از افزایش قیمت آن هم بهره ببرید! (البته قبل فروش همه ی سهمیه ی بنزین آن را مصرف کنید!) 3. اگر باز هم پولدار هستید می توانید از یکی ماشین های روز دنیا که مصرف آن نصف یا حتی یک چهارم مصرف خودرو های داخلی است خریداری کنید! 4. در این راه کار هم نیاز به پول همچنان باقی است! شما می توانید با خیال راحت مثل همیشه (یعنی بدون توجه به سهمیه بندی بنزین) از خودروی خود استفاده کنید همینکه دیدید سهمیه ی آن رو به اتمام است خودروی خود را فروخته و یک خودروی جدید با سهمیه ی جدید خریداری کنید! 5.اگر پولدار هستیدو خودروی خود را دوست دارید می توانید با خیال راحت و بی توجه به سهمیه بندی بنزین از ان استفاده کنیدو وقتی سهمیه ی آن به پایان رسید از بنزین آزاد استفاده کنید!(البته اگر ارائه شد) 6.با توجه با این نکته که انجام 5 راه حل بالا مستلزم داشتن پول است و نیز اینکه اکثر افراد متمکن جامعه خودروهای کم مصرف خارجی دارند و بنا به دلایلی دیگر (!) اصلا نیازی به به راه حل های بالا ندارنددر صورتی که پول ندارید به شما پیشنهاد می شود که را ه حل آقای حداد عادل را بکار ببرید که فرمودند :« فعلا بهترین راه استفاده از اتوبوس است!» 7.این راه حل مخصوص دولت است! با توجه به این نکته که می دانیم که ما کمبود بنزین مواجه هستیم و سالانه میلیون ها دلار پولی که از راه فروش نفت بدست می آوریم صرف واردات بنزین می کنیم و با توجه به این نکته که عموم ایرانی ها از خودروهای داخلی که همگی دارای تکنولوژی های روز البته مربوط به دهه ی 80-90 می باشند دولت می تواند خودروسازان را مجبور به تولید خودروهای کم مصرف و ارزان کند! (البته اگر زورش برسد!) یا اینکه می تواند تعداد زیادی خودرو های کم مصرف ارزان وارد کند! ( البته اگر خوروسازان بگذارند!) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 8:41 بعد از ظهر توسط محمدرضا حسینی |
|
| درباره وبلاگ |
طنز می نویسیم
چون کار دیگه ای بلد نیستیم! |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| نویسندگان |
|
محمدرضا حسینی آرش |
| پیوندها |
|
RSS
|